راهنمای جامع شناخت انواع شبکههای کامپیوتری و زیرساختهای ارتباطی

شبکههای کامپیوتری شریانهای حیاتی دنیای دیجیتال امروز هستند. از ارسال یک پیام متنی ساده در پیامرسانها تا مدیریت تراکنشهای عظیم بانکی و هدایت سیستمهای ناوبری جهانی، همگی به بستری پایدار برای انتقال دادهها وابستهاند. در دنیای فناوری اطلاعات، طراحی، پیادهسازی و نگهداری از این بسترها نیازمند دانش عمیقی از ساختارهای زیربنایی است. شبکهها صرفا مجموعهای از کابلها و روترها نیستند؛ بلکه اکوسیستمهای پیچیدهای از سختافزارها، پروتکلهای نرمافزاری و استانداردهای جهانی هستند که با نظمی دقیق با یکدیگر کار میکنند.
برای درک بهتر زیرساختهای فناوری اطلاعات، شناخت دقیق انواع شبکه های کامپیوتری یک پیشنیاز اساسی محسوب میشود. در این مقاله، به صورت کاملا تخصصی و جامع به کالبدشکافی شبکههای کامپیوتری میپردازیم، معماریهای مختلف آنها را بررسی میکنیم و استانداردهایی که این ارتباطات را ممکن میسازند، تحلیل خواهیم کرد.
دستهبندی شبکهها بر اساس وسعت و گستردگی جغرافیایی
یکی از رایجترین و استانداردترین روشها برای طبقهبندی شبکهها، بررسی مساحت فیزیکی و مقیاس جغرافیایی است که تحت پوشش قرار میدهند. این طبقهبندی مشخص میکند که سیگنالها باید چه مسافتی را طی کنند و چه تجهیزاتی برای جلوگیری از افت کیفیت سیگنال و کاهش تاخیر در طول مسیر نیاز است.
شبکه شخصی (PAN)
کوچکترین مقیاس شبکهای که معمولا پیرامون فضای کاری یک فرد ایجاد میشود، شبکه شخصی یا Personal Area Network نام دارد. برد این شبکهها عموما به چند متر محدود میشود. ارتباط میان تلفن همراه و هندزفری بلوتوث، اتصال ساعت هوشمند به گوشی یا ارتباط لپتاپ با یک چاپگر بیسیم خانگی، همگی نمونههایی از این نوع شبکه هستند. این شبکهها بیشتر بر پایه فناوریهای بیسیم مانند بلوتوث، زیگبی یا اینفرارد بنا میشوند و نیازی به تجهیزات پیچیده مسیریابی ندارند.
شبکه محلی (LAN)
شبکه محلی یا Local Area Network شناختهشدهترین معماری برای ارتباط سیستمها در یک محیط محدود مانند یک ساختمان اداری، مدرسه یا خانه است. در این ساختار، رایانهها، سرورهای محلی و چاپگرها از طریق کابلهای اترنت یا بستر وایفای به یکدیگر متصل میشوند. شبکههای محلی سرعت بسیار بالایی در انتقال داده دارند و مالکیت و مدیریت تمام تجهیزات آن در اختیار خود سازمان یا فرد است. در شبکههای LAN نوین، سرعت انتقال اطلاعات در بستر کابلهای مسی یا فیبر نوری میتواند به سادگی به ۱۰ تا ۱۰۰ گیگابیت بر ثانیه برسد که برای جابجایی فایلهای حجیم و استریم رسانههای محلی کاملا ایدهآل است.
شبکه شهری (MAN)
شبکه کلانشهری یا Metropolitan Area Network از نظر وسعت جغرافیایی بین شبکههای محلی و شبکههای گسترده قرار میگیرد. این شبکهها معمولا برای اتصال چندین شعبه از یک سازمان، دانشگاهها یا ادارات دولتی در سطح یک شهر استفاده میشوند. زیرساخت این شبکهها اغلب توسط ارائهدهندگان خدمات اینترنتی یا شرکتهای مخابراتی پیادهسازی شده و سازمانها این خطوط ارتباطی را اجاره میکنند. استفاده از فیبر نوری در فواصل طولانی شبکه MAN بسیار رایج است تا از افت سرعت و ایجاد گلوگاه در انتقال دادههای حجیم جلوگیری شود.
شبکه گسترده (WAN)
شبکه گسترده یا Wide Area Network محدودیتهای جغرافیایی را به طور کامل از بین میبرد. این شبکهها میتوانند شهرها، کشورها و حتی قارهها را به یکدیگر متصل کنند. بزرگترین نمونه از یک شبکه WAN در جهان، خود اینترنت است. در این شبکهها، دادهها از مسیرهای بسیار طولانی عبور میکنند و استفاده از روترهای قدرتمند سازمانی برای مسیریابی اطلاعات الزامی است. به دلیل مسافتهای طولانی، حفظ امنیت و مدیریت پهنای باند در شبکههای WAN یکی از چالشهای اصلی مهندسان شبکه محسوب میشود و فناوریهایی مانند SD-WAN برای بهینهسازی این مسیرها توسعه یافتهاند.
شبکه ذخیرهسازی (SAN)
شبکه ذخیرهسازی یا Storage Area Network یک معماری تخصصی و مجزا است که به جای ارتباط کلاینتها با یکدیگر، برای اتصال مستقیم سرورها به تجهیزات ذخیرهسازی انبوه طراحی شده است. در دیتاسنترهای بزرگ، ترافیک مربوط به خواندن و نوشتن اطلاعات روی دیسکها بسیار سنگین است و اگر این ترافیک وارد شبکه محلی عادی شود، کل شبکه دچار اختلال میشود. سیستم SAN یک بستر اختصاصی و بسیار پرسرعت (معمولا بر پایه فناوری کانال فیبر یا iSCSI) ایجاد میکند تا سرورها بتوانند با کمترین میزان تاخیر به هارد درایوها دسترسی داشته باشند، گویی که این هاردها مستقیما روی خود سرور نصب شدهاند.
معماری منطقی و انواع شبکههای ارتباطی در لایه نرمافزار
علاوه بر وسعت فیزیکی، شناخت انواع شبکه های ارتباطی از منظر معماری منطقی و نحوه توزیع وظایف میان سیستمها نیز اهمیت ویژهای دارد. این دستهبندی مشخص میکند که حق دسترسیها چگونه مدیریت میشوند و بار پردازشی چگونه در سطح شبکه تقسیم میگردد.
مدل نظیر به نظیر (Peer-to-Peer)
در معماری نظیر به نظیر، هیچ سرور مرکزی برای مدیریت اطلاعات و کاربران وجود ندارد. تمام کامپیوترهای متصل به شبکه دارای حقوق مساوی هستند و هر سیستم میتواند همزمان نقش کلاینت و سرور را ایفا کند. مثلا یک کاربر میتواند فایلی را از سیستم دیگر دانلود کند و در همان لحظه، کاربر دیگری در حال خواندن اطلاعات از روی هارد درایو او باشد. این معماری برای محیطهای بسیار کوچک با تعداد کاربران محدود مناسب است، زیرا پیادهسازی آن هزینه کمی دارد؛ اما مدیریت متمرکز، پشتیبانگیری منظم و تامین امنیت در آن بسیار دشوار است.
مدل کلاینت و سرور (Client-Server)
در معماری کلاینت-سرور که استاندارد اصلی شبکههای سازمانی است، وظایف به وضوح تفکیک شدهاند. یک یا چند کامپیوتر قدرتمند به عنوان سرور تعیین میشوند که وظیفه ارائه خدماتی مانند مدیریت پایگاه داده، میزبانی وبسایت یا مدیریت ایمیلها را بر عهده دارند. سایر سیستمها به عنوان کلاینت یا مشتری، درخواستهای خود را به این سرورها ارسال میکنند. این ساختار امکان مدیریت متمرکز کاربران، اعمال سیاستهای امنیتی یکپارچه و بکاپگیری دقیق را فراهم میکند. مقیاسپذیری در این معماری بسیار بالا است و سازمانها میتوانند با اضافه کردن سرورهای جدید، توان پردازشی شبکه را افزایش دهند.
همگرایی فناوری اطلاعات و انواع شبکههای مخابراتی
امروزه مرز بین شبکههای دادهمحور سنتی و انواع شبکه های مخابراتی بسیار کمرنگ شده است. شبکههای مخابراتی که در گذشته صرفا برای انتقال صوت و تماسهای تلفنی آنالوگ طراحی شده بودند، اکنون کاملا دیجیتالی شده و بخش عظیمی از بار ترافیک اینترنت جهانی را به دوش میکشند.
شبکههای سلولی و موبایل
شبکههای ارتباطی سیار بر پایه تقسیمبندی جغرافیایی به مناطقی به نام سلول کار میکنند. با ظهور نسلهای جدیدتر مانند 4G و 5G، این شبکهها توانستهاند پهنای باند خارقالعادهای را در اختیار دستگاههای متحرک قرار دهند. فناوری 5G با کاهش چشمگیر زمان پاسخگویی شبکه، بستری مناسب برای توسعه اینترنت اشیا (IoT)، خودروهای خودران و جراحیهای از راه دور فراهم کرده است. در این شبکهها، معماری نرمافزارمحور و مجازیسازی توابع شبکه جایگزین سختافزارهای اختصاصی و سنگین قدیمی شده است.
شبکههای مبتنی بر فیبر نوری
زیرساخت اصلی مخابرات بینالملل و ستون فقرات اینترنت، شبکههای فیبر نوری هستند. در این سیستمها، دادهها به پالسهای نوری تبدیل شده و از طریق تارهای شیشهای بسیار نازک با سرعت نور منتقل میشوند. این شبکهها در برابر تداخلات الکترومغناطیسی کاملا مقاوم هستند و میتوانند ترافیکهای ترابایتی را بین قارهها و از کف اقیانوسها عبور دهند. شبکههای مخابراتی نوین با استفاده از فناوری مالتیپلکس کردن طول موج، ظرفیت انتقال داده در یک رشته فیبر منفرد را به شکل خیرهکنندهای افزایش دادهاند.
بررسی توپولوژیهای فیزیکی و منطقی در شبکهها
توپولوژی شبکه به چیدمان و نحوه اتصال فیزیکی یا منطقی گرهها (Node) در یک شبکه اشاره دارد. انتخاب توپولوژی مناسب، تاثیر مستقیمی بر پایداری سیستم، هزینه پیادهسازی و نحوه عیبیابی دارد.
توپولوژی ستارهای (Star)
رایجترین معماری در شبکههای محلی امروزی، توپولوژی ستارهای است. در این ساختار، تمام سیستمها توسط کابلهای مجزا به یک دستگاه مرکزی (مانند سوییچ) متصل میشوند. مزیت اصلی این روش آن است که اگر کابل یکی از سیستمها قطع شود، فقط همان سیستم از شبکه خارج میشود و بقیه کاربران بدون مشکل به کار خود ادامه میدهند. با این حال، دستگاه مرکزی نقطه شکست سیستم محسوب میشود؛ به این معنا که اگر سوییچ مرکزی از کار بیفتد، کل شبکه قطع خواهد شد.
توپولوژی خطی (Bus)
در توپولوژی خطی که امروزه کاملا منسوخ شده است، تمام رایانهها به یک کابل اصلی (Backbone) متصل میشدند. دادهها در طول این کابل حرکت کرده و هر سیستم بررسی میکرد که آیا داده متعلق به اوست یا خیر. پیادهسازی این روش بسیار ارزان بود، اما عیبیابی در آن به شدت دشوار بود و قطع شدن کابل اصلی در هر نقطه، کل ارتباطات را فلج میکرد.
توپولوژی حلقوی (Ring)
در معماری حلقوی، هر سیستم دقیقا به دو سیستم مجاور خود متصل میشود و یک حلقه بسته را تشکیل میدهد. دادهها در یک جهت (و در برخی پیادهسازیها در دو جهت) حول حلقه میچرخند تا به مقصد برسند. این توپولوژی در شبکههای قدیمیتر مانند Token Ring کاربرد داشت و از تصادم دادهها جلوگیری میکرد، اما مانند مدل خطی، خرابی یک گره میتوانست کل حلقه را از کار بیندازد.
توپولوژی مش (Mesh)
در توپولوژی مش، هر سیستم به صورت مستقیم به چندین سیستم دیگر متصل است. در نوع مش کامل، هر گره به تمام گرههای دیگر یک ارتباط اختصاصی دارد. این معماری بالاترین سطح پایداری و تابآوری را ارائه میدهد؛ زیرا در صورت قطع شدن یک مسیر، دادهها میتوانند از مسیرهای جایگزین به مقصد برسند. با توجه به هزینه بسیار بالای کابلکشی، توپولوژی مش کامل معمولا فقط در زیرساختهای هسته دیتاسنترها و شبکههای WAN مخابراتی پیادهسازی میشود.
تجهیزات سختافزاری و زیرساختهای فیزیکی شبکه
برای ایجاد ارتباط میان دستگاهها و هدایت صحیح اطلاعات، از تجهیزات سختافزاری تخصصی استفاده میشود. هر یک از این سختافزارها وظیفه مشخصی را در لایههای مختلف شبکه بر عهده دارند. در ادامه به معرفی این تجهیزات کلیدی میپردازیم:
- سوییچ (Switch): این تجهیز در لایه پیوند داده کار میکند و وظیفه ارتباط دستگاهها در یک شبکه محلی را بر عهده دارد. سوییچها ترافیک را به صورت هوشمند مدیریت میکنند و با یادگیری آدرس فیزیکی (MAC Address) دستگاهها، بستههای داده را مستقیما به پورت مقصد ارسال میکنند که این امر باعث افزایش پهنای باند و کاهش تصادم دادهها میشود.
- روتر (Router): این دستگاه در لایه شبکه فعالیت میکند و وظیفه اتصال شبکههای مختلف به یکدیگر (مثلا اتصال شبکه محلی سازمان به اینترنت) را بر عهده دارد. روترها با استفاده از آدرسهای IP و جداول مسیریابی، بهترین و کوتاهترین مسیر را برای عبور بستههای داده در شبکههای گسترده انتخاب میکنند.
- اکسسپوینت (Access Point): در شبکههای بیسیم، این دستگاه به عنوان پلی میان شبکه کابلی و دستگاههای بیسیم عمل میکند. اکسسپوینتها سیگنالهای رادیویی را منتشر کرده و به لپتاپها و گوشیهای هوشمند اجازه میدهند به شبکه محلی سازمان متصل شوند.
- فایروال سختافزاری (Hardware Firewall): برای تامین امنیت محیطی، این تجهیزات در مرز شبکه (بین روتر و اینترنت) قرار میگیرند. فایروالها تمام ترافیک ورودی و خروجی را بر اساس قوانین امنیتی از پیش تعیینشده بازرسی میکنند و مانع از نفوذ هکرها و بدافزارها به زیرساخت داخلی میشوند.
- کارت شبکه (NIC): هر دستگاهی برای ورود به دنیای شبکه، نیازمند یک واسط سختافزاری است. کارت شبکه میتواند به صورت کابلی یا بیسیم باشد و وظیفه تبدیل دادههای دیجیتال درون کامپیوتر به سیگنالهای قابل انتقال در مدیای فیزیکی شبکه را بر عهده دارد.
پروتکلها و مدلهای مرجع در انتقال داده
برای اینکه دستگاههایی با سیستمعاملها و سختافزارهای کاملا متفاوت بتوانند با یکدیگر ارتباط برقرار کنند، نیازمند یک زبان مشترک و استاندارد جهانی هستند. پروتکلهای شبکه این زبان مشترک را تعریف میکنند و مدلهای مرجع، ساختار منطقی این ارتباطات را لایهبندی میکنند.
مدل مرجع OSI
مدل اتصال متقابل سیستمهای باز یا OSI یک چارچوب مفهومی استاندارد است که فرآیند ارتباطات شبکهای را به هفت لایه مجزا تقسیم میکند. این تقسیمبندی به مهندسان کمک میکند تا مشکلات شبکه را راحتتر عیبیابی کنند.
لایه اول یا لایه فیزیکی با سیگنالهای الکتریکی، نوری و مشخصات کابلها سر و کار دارد. لایه دوم پیوند داده است که خطاهای فیزیکی را اصلاح کرده و مکآدرسها را مدیریت میکند. لایه سوم شبکه است که وظیفه مسیریابی و آدرسدهی منطقی (IP) را بر عهده دارد. لایه چهارم انتقال نام دارد که صحت رسیدن دادهها را با پروتکلهایی مانند TCP تضمین میکند. لایههای پنجم و ششم (نشست و نمایش) وظیفه برقراری جلسات ارتباطی و قالببندی و رمزنگاری اطلاعات را دارند. در نهایت لایه هفتم یا کاربرد، محیطی است که نرمافزارها و مرورگرها با پروتکلهایی مانند HTTP برای درخواست اطلاعات از آن استفاده میکنند.
پشته پروتکل TCP/IP
اگرچه مدل OSI برای آموزش و طراحی بسیار عالی است، اما مدلی که در عمل اینترنت و شبکههای امروزی را میچرخاند، مدل TCP/IP است. این مدل ساختار فشردهتری دارد و معمولا به چهار لایه واسط شبکه، اینترنت، انتقال و کاربرد تقسیم میشود.
در این پشته، پروتکل IP وظیفه دارد دادهها را به قطعات کوچکتری به نام بسته (Packet) تبدیل کرده و روی آنها برچسب آدرس مبدا و مقصد را بچسباند. در لایه بالاتر، پروتکل TCP تضمین میکند که این بستهها با ترتیب درست و بدون هیچگونه افت دادهای به مقصد برسند. اگر بستهای در طول مسیر گم شود، TCP درخواست ارسال مجدد آن را به مبدا میفرستد. در مقابل پروتکل UDP نیز وجود دارد که سرعت را فدای دقت میکند و برای تماسهای ویدیویی یا استریم زنده که تاخیر در آنها قابل قبول نیست، استفاده میشود.
امنیت در زیرساختهای شبکهای نوین
با گسترش روزافزون تهدیدات سایبری، مقوله امنیت شبکه از یک گزینه جانبی به حیاتیترین بخش طراحی زیرساخت تبدیل شده است. هکرها دائما در تلاشند تا از طریق آسیبپذیریهای موجود در پروتکلها یا تجهیزات سختافزاری، به اطلاعات حساس سازمانها دسترسی پیدا کنند.
برای مقابله با این تهدیدات، طراحی شبکه باید بر اساس رویکرد دفاع در عمق (Defense in Depth) انجام شود. در این رویکرد، از چندین لایه امنیتی متوالی استفاده میشود. فایروالهای نسل بعدی (NGFW) میتوانند ترافیک را در سطح لایه کاربرد بررسی کرده و بدافزارهای مخفیشده در ترافیک عادی وب را شناسایی کنند. همچنین استفاده از سیستمهای تشخیص و جلوگیری از نفوذ (IDS/IPS) برای مانیتورینگ مداوم شبکه و مسدودسازی آنی حملات ضروری است.
علاوه بر تجهیزات پیرامونی، رمزنگاری اطلاعات نقش بسیار مهمی دارد. استفاده از پروتکلهای امن مانند IPsec برای ایجاد تونلهای شبکه خصوصی مجازی (VPN)، تضمین میکند که حتی اگر مهاجم موفق به شنود مسیرهای ارتباطی در شبکههای عمومی شود، نتواند دادههای تبادلشده را رمزگشایی کند. بخش مهم دیگری از امنیت شبکه به کنترل دسترسی کاربران و اعمال سیاستهای احراز هویت قوی گره خورده است تا فقط افراد مجاز بتوانند به منابع حساس دسترسی داشته باشند.
دستاورد نهایی؛ چشمانداز آینده و فناوریهای نوین شبکهای
دنیای شبکههای کامپیوتری با سرعتی بیسابقه در حال تحول است. معماریهای سنتی که صرفا بر مبنای پیکربندی دستی سختافزارها استوار بودند، دیگر پاسخگوی نیازهای پویای سرویسهای ابری و پردازشهای عظیم امروزی نیستند.
مهمترین انقلاب در این حوزه، ظهور شبکههای مبتنی بر نرمافزار (SDN) است. در این فناوری، صفحه کنترل شبکه که وظیفه تصمیمگیری برای مسیریابی را دارد، از صفحه داده که وظیفه انتقال فیزیکی بستهها را دارد، جدا میشود. این جداسازی به مدیران سیستم اجازه میدهد تا کل زیرساخت شبکه یک دیتاسنتر وسیع را از طریق یک نرمافزار متمرکز و به صورت کاملا برنامهریزیشده مدیریت کنند.
همچنین مهاجرت به نسخه ششم پروتکل اینترنت (IPv6) یکی دیگر از الزامات توسعه زیرساختهای آینده است. با رشد تصاعدی دستگاههای متصل به اینترنت اشیا (IoT)، آدرسهای نسخه چهار به پایان رسیده و IPv6 با فضای آدرسدهی بینهایت خود، تضمین میکند که هر سنسور کوچک در یک کارخانه هوشمند بتواند یک آدرس انحصاری و جهانی داشته باشد. تلفیق این معماریهای نوین با هوش مصنوعی و یادگیری ماشین، نسل جدیدی از شبکههای خودترمیمشونده را ایجاد خواهد کرد که میتوانند پیش از وقوع قطعی، گلوگاههای ترافیکی را پیشبینی کرده و مسیرهای داده را به صورت خودکار بهینهسازی کنند. پیریزی یک زیرساخت کارآمد نیازمند تسلط همزمان بر مفاهیم پایه، درک محدودیتهای سختافزاری و نگاه رو به جلو برای پذیرش این فناوریهای ساختارشکنانه است.
سوالات متداول
خیر. اگر هدف شما صرفا ارتباط رایانهها با یکدیگر، انتقال فایلهای داخلی و اشتراکگذاری یک چاپگر در محیط خانه باشد، استفاده از یک سوییچ یا حتی قابلیت وایفای یک اکسسپوینت کفایت میکند؛ اما به محض اینکه بخواهید این سیستمها را به اینترنت متصل کنید یا دو شبکه مختلف را به هم وصل کنید، وجود روتر الزامی است.
مکآدرس یک شناسه سختافزاری، انحصاری و ۱۲ رقمی است که در کارخانه روی کارت شبکه دستگاه شما حک میشود و هرگز تغییر نمیکند؛ اما آدرس IP یک شناسه منطقی و متغیر است که توسط شبکه یا مدیر سیستم به دستگاه شما اختصاص داده میشود تا موقعیت شما را در شبکه مشخص کند و با تغییر شبکه، این آدرس نیز تغییر خواهد کرد.
در دیتاسنترها حجم جابجایی اطلاعات بین سرورها و هاردهای ذخیرهسازی بسیار سنگین است. اگر این ترافیک وارد شبکه LAN عادی شود، کل پهنای باند اشغال شده و شبکه کلاینتها قطع میشود. شبکه SAN یک بستر اختصاصی و فوقالعاده پرسرعت ایجاد میکند تا ترافیک هارد دیسکها را کاملا از ترافیک کاربران عادی جدا کند.
پروتکل TCP یک اتصال امن و تضمینشده برقرار میکند؛ یعنی مطمئن میشود که تکتک بستههای داده سالم و به ترتیب به مقصد برسند (مانند دانلود فایل یا باز کردن وبسایت). در مقابل، پروتکل UDP سرعت را اولویت قرار میدهد و تاییدیه دریافت ارسال نمیکند؛ به همین دلیل برای سرویسهای زنده مانند تماس تصویری یا بازیهای آنلاین که افت چند فریم در آنها مهم نیست اما تاخیر حیاتی است، استفاده میشود.
دلیل اصلی آن پایداری بالا در عیبیابی و مدیریت آسان است. در این توپولوژی، قطع شدن کابل یک سیستم هیچ تاثیری روی کارکرد سایر سیستمها نمیگذارد. اگرچه سوییچ مرکزی یک نقطه شکست محسوب میشود، اما تعویض یا تعمیر یک دستگاه مرکزی بسیار راحتتر از پیدا کردن قطعی کابل در توپولوژیهای قدیمی مانند خطی یا حلقوی است.
فناوری 5G علاوه بر افزایش چشمگیر پهنای باند و سرعت دانلود، پارامتر تاخیر (Latency) را به نزدیک صفر رسانده است. این کاهش تاخیر به همراه ظرفیت اتصال همزمان هزاران دستگاه در یک محیط کوچک، بستری را فراهم کرده که شبکههای مخابراتی بتوانند فراتر از گوشیهای موبایل، کارهای حساسی مثل هدایت خودروهای خودران و ابزارهای اینترنت اشیا را مدیریت کنند.
در شبکههای سنتی، برای اعمال یک قانون جدید یا تغییر مسیر ترافیک، مدیر شبکه باید وارد تکتک روترها و سوییچها میشد و آنها را به صورت دستی پیکربندی میکرد. فناوری SDN با مجزا کردن لایه تصمیمگیری از سختافزار، به مهندسان اجازه میدهد تا کل شبکه را به صورت متمرکز، هوشمند و تنها از طریق یک نرمافزار یا اسکریپت کنترل کنند.
کابلهای فیبر نوری به دلیل ماهیت سیگنالهای خود (نور به جای جریان الکتریکی) هیچگونه میدان الکترومغناطیسی ایجاد نمیکنند و از راه دور قابل شنود نیستند؛ اما نفوذ فیزیکی به آنها از طریق خم کردن بیش از حد کابل و سرقت پالسهای نوری تضعیفشده غیرممکن نیست، هرچند که این کار بلافاصله باعث افت شدید کیفیت سیگنال شده و مدیران شبکه را باخبر میسازد.
فایروالهای قدیمی صرفا بر اساس آدرس IP و پورتهای ورودی/خروجی، ترافیک را مسدود یا تایید میکردند؛ اما فایروالهای نسل بعدی هوشمندتر هستند و به لایه کاربرد (Application Layer) نفوذ میکنند. آنها میتوانند محتوای بستهها را بازرسی کنند، نوع نرمافزاری که داده را ارسال کرده تشخیص دهند و بدافزارهای پنهانشده در ترافیکهای مجاز را مسدود کنند.
پروتکل IPv4 تنها ظرفیت پشتیبانی از حدود ۴.۳ میلیارد آدرس انحصاری را دارد که این تعداد با توجه به گسترش گوشیهای هوشمند، لپتاپها و ابزارهای متعدد اینترنت اشیا در سراسر جهان به طور کامل تمام شده است. نسخه ششم یا IPv6 با استفاده از ساختار ۱۲۸ بیتی، تعداد بینهایتی از آدرسهای آیپی را فراهم میکند تا هر دستگاه دیجیتالی در دنیا بتواند یک شناسه انحصاری داشته باشد.
































شما میتوانید دیدگاه خود را در مورد این مطلب با ما با اشتراک بگذارید.